عمومی در حقوقی
image 1631105086

مراحل و نکات مطالبه اجرت المثل ایام زندگی مشترک

0

مقدمه

در نهایت همانطور که می دانید در خلال هر یک از انواع طلاق (طلاق رجعی، طلاق توافقی یا مبارات و طلاق خلع)، طرفین باید در ارتباط با کلیه مسائل مربوط به زندگی مشترک و تکالیف آن مانند: گرفتن حضانت فرزند یا فرزندان مشترک، مطالبه نفقه زوجه و فرزندان، جهیزیه، اجرت المثل دوران زوجیت (در صورت وجود) و همچنین مراحل مطالبه مهریه و همچنین ملاقات فرزندان قبل و بعد از طلاق، با یکدیگر به تفاهم و توافق برسند. اگرچه زناندر عرف جامعۀ ایرانی برخی امور معمول زندگی مشترک مانند آشپزی، شستن ظروف و لباس‌ها را انجام می‌دهند اما انجام این قبیل کارها وظیفۀ شرعی و قانونی زوجه (زن) نیست. بنابراین، او (زوجه) می‌تواند از شوهر (زوج) دستمزد این قبیل کارها را مطالبه کند. این در حالی است که ثابت نماید کارهایی را که شرعاً و قانوناً به عهده وی نبوده و عرفاً برای آن کار اجرت‌المثل باشد، به دستور زوج و با قصد پول گرفتن از وی انجام داده است. برای آشنایی کامل با مدارک، مراحل، نکات و اصطلاحات مطالبه اجرت المثل زوجیت، این مطلب را با دقت مطالعه و در بخش نظرات، تجربیات خود را با ما به اشتراک بگذارید.

پیش نیاز و ملزومات

مدارک لازم برای مطالبه و دریافت اجرت المثل زوجیت، شامل موارد زیر می شود:

  • کارت ملی
  • شناسنامه
  • سند ازدواج
  • حسب مورد استفاده از شهادت شهو، جلب نظر کارشناس و درخواست استعلام از مراجع ذی‌صلاح
  • کارت عابربانک جهت پرداخت هزینه دادرسی و اجرای حکم

مراحل اصلی

اول | بررسی مسأله برای مطالبه اجرت المثل زوجیت

مطالبه اجرت المثل

در اولین مرحله باید مسأله خود را به دقت بررسی کنید. در صورتی که شما اموری را که به صورت شرعی و قانونی خارج از وظایف زوج است انجام دهید، می توانید از همسر خود مطالبه اجرت المثل نمایید. در صورتی که زوج به تکلیف خود مبنی بر پرداخت اجرت المثل عمل ننماید، بهتر است زوجه ابتدا به صورت غیر حقوقی و از روش هایی مانند گفتگو و توافق، مشاوره خانوادگی و موارد مشابه نسبت به این امر اقدام کند. اما در نهایت چنانچه روش های فوق اثربخش نبود زوجه می تواند به دادگاه دادخواست مربوطه را، تقدیم نماید.

چنانچه تصمیم به مطالبه اجرت المثل داشته و البته نسبت به مراحل انجام کار اشراف ندارید، می توانید برای پیشبرد مراحل از روش های زیر استفاده کنید:

  • مشاوره روانشناسی و خانواده: بهتر است قبل از ورود به مراحل حقوقی، از مشاورهروانشناسی و خانواده استفاده نمایید خصوصا اگر هنوز وارد فرآیند جدایی نشده اید. انجام مراحل حقوقی در حوزه خانواده را به عنوان آخرین مرحله در نظر بگیرید.
  • مشاوره حقوقی: در این روش کار توسط خود شما انجام می شود اما در موارد و مقاطع خاص می توانید از تخصص یک مشاور حقوقی حرفه ای استفاده کنید.
  • خدمات وکالت: در این روش شما انجام امور را به یک وکیل حرفه ای از طریق قرارداد وکالت واگذار می کنید. برای آشنایی با مراحل و نکات گرفتن وکیل، کلیک نمایید.

در این مرحله لازم است به این نتیجه برسید که به چه روشی قصد انجام این امر حقوقی را دارید. بسته به شرایط شما می توانید از خدمات یک یا تمام موارد فوق استفاده کنید.


!
با پیچیده تر شدن ماهیت و نوع مسأله حقوقی، استفاده از خدمات وکالت حقوقی لازم به نظر می رسد.


!
زن مکلف است که از شوهر تمکین عام و خاص کند. اما انجام یکسری از امور، وظیفه شرعی و قانونی زوجه نیست. اگر چه در عرف جامعه ایرانی زنان مشغول به رسیدگی به فرزندان و امور منزل می شوند. در این راستا زوجه می تواند از زوج (شوهر) دستمزد این امور را که به صورت قانونی بر عهده او نیست را مطالبه کند. چنانچه زوج از روش های غیرحقوقی (گفتگو و کسب توافق، مشاوره خانواده و موارد مشابه) نسبت به پرداخت اجرت المثل اقدام نکند، زوجه (زن) می تواند به صورت حقوقی نسبت به مطالبه آن اقدام نماید. آشپزی، نگهداری از فرزندان، ششستن ظروف و لباس ها و… از جمله کارهایی است که زن امکان درخواست اجرت المثل دارد.

در خصوص شرایط مطالبه اجرت المثل در زندگی مشترک، موارد زیر ضروری است:

  • زوجه (زن) باید ثابت کند که در منزل کارهایی را انجام داده که وظیفه او نبوده است،
  • ثانیا به دستور شوهر اقدام به این کارها می کرده است و
  • ثالثا قصد اینکه به صورت رایگان باشد نداشته است یعنی رایگان انجام نداده است.


!
بر خلاف نفقه، شرط برخورداری از اجرت المثل، تمکین خاص از همسر (زوج) نیست.

دوم | ثبت دادخواست مطالبه اجرت المثل

چنانچه اقدامات غیر حقوقی مانند گفتگوی با همسر، مشاوره خانوادگی و موارد مشابه منجر به پرداخت اجرت المثل ایام زندگی مشترک نشد، زوجه می تواند از طریق روال حقوقی نسبت به احیای حق خود اقدام نماید. برای ثبت دادخواست مطالبه اجرت المثل ایام زندگی مشترک به ضمیمه مدارک لازم به دفتر خدمات قضایی یا شورای حل اختلاف مراجعه کنید. این دعوا، غیرمالی است. برای ثبت دادخواست مطالبۀ نفقه به ضمیمه مدارک لازم، حسب مورد به دفتر خدمات قضایی الکترونیک مراجعه کنید.


!
بررسی های دانوما نشان می دهد، در شهرهایی که دفتر خدمات قضایی تشکیل شده است، برای ثبت دادخواست مطالبه اجرت المثل ابتدا باید به دفاتر مذکور مراجعه کنید. در شهرهایی که دفاتر خدمات قضایی تشکیل نشده است، باید به دادگاه حقوقی صالح (خانواده) مراجعه نمایید.

سوم | ارسال ابلاغیه به طرفین

پس از ثبت دادخواست، دعوا برای رسیدگی به یکی از شعب دادگاه حقوقی خانواده ارجاع می‌شود. وقت رسیدگی تعیین می‌شود و به طرفین دعوا ابلاغ می‌گردد.


!
شایان ذکر است ابلاغیه به صورت پیامک و برای هر یک از زوجین ارسال می شود. و هر کدام از زوجین می بایست از طریق لینک ارسال شده به سامانه ثنا وارد شده و پس از ثبت نام، ابلاغیه مورد نظر را دریافت نمایند.

چهارم | مراجعه به شعبه دادگاه حقوقی خانواده

جلسه رسیدگی به دعوا در روز و ساعت تعیین‌شده با حضور زوجین یا وکلای آن‌ها تشکیل می‌گردد. بنابراین، در موعد مقرر به همراه اصل مدارک، در شعبه دادگاه حقوقی خانواده حاضر شوید.

پنجم | صدور و ابلاغ حکم اجرت المثل به طرفین

رأی دادگاه پس از رسیدگی به دعوا و بررسی مدارک توسط قاضی صادر می‌شود. پس از مدتی حکم صادره به طرفین دعوا یا وکلای آنها ابلاغ می‌گردد. در نهایت همانطور که پیشتر نیز عنوان شد ابلاغ حکم صادر شده به صورت پیامک برای هر یک از زوجین ارسال می شود. هر کدام از زوجین می بایست از طریق لینک ارسال شده به سامانه ابلاغ وارد شده و ابلاغیه مورد نظر را دریافت نمایند.

ابلاغ آرای دادگاه از طریق سامانۀ ابلاغ الکترونیک قضایی قابل دسترس است. البته جهت استفاده از این خدمت، ابتدا باید در سامانۀ ثبت نام الکترونیک (ثنا) ثبت نام کنید.


!
معمولا پس از صدور رأی امکان بازنگری وجود دارد. البته بررسی ها نشان می دهد حتی در برخی مواقع در صورت صدور حکم قطعی نیز تحت شرایط خاص مانند تطبیق زمان ابلاغ، برخورداری از تبصره های خص و … امکان تجدید نظر دیده شده است. که این امر به صورت تخصصی توسط یک وکیل حرفه ای قابل تحقق است.

ششم | اعتراض به رای دادگاه در صورت لزوم

اعتراض به رای دادگاه در مورد اجرت المثل

پس از صدور حکم، چنانچه هر یک از طرفین به رای دادگاه اول (دادگاه بدوی) معترض باشد و رای دادگاه را برخلاف منفعت خود و یا مغایر با قانون بداند می تواند در چارچوب قانونی اقدام به اعتراض به رای کند. روش های اعتراض به آراء دادگاه ها به دو دسته کلی (عادی یا فوق العاده) تقسیم می شود:

  • روش های عادی اعتراض به رای دادگاه: طرق عادی شکایت از آراء دادگاه ها به روش هایی گفته می شود که اصولا مجاز هستند مگر در مواردی که در قانون استثناء شده باشند. این روش ها شامل واخواهی و تجدید نظر می شود.
  • روش های فوق العاده اعتراض به رای دادگاه: این روش ها صرفا در مواردی که قانونگذار مجاز دانسته است، امکان پذیر است. مطابق قانون آیین دادرسی مدنی و آیین دادرسی کیفری، طرق فوق العاده شکایت از رای دادگاه شامل فرجام خواهی، اعتراض شخص ثالث و اعاده دادرسی می شود.

در نهایت جهت اعتراض به رای دادگاه و حتی قرارهای صادرشده، باید به یکی از دفاتر خدمات الکترونیک قضایی مراجعه و دادخواست مربوطه (متناسب با هر یک از انواع اعتراض به رای دادگاه) را به همراه مدارک شناسایی و دادنامه یا قرار مورد را ارائه دهید.


!
قرار جلب به دادرسی باید به تأیید دادستان برسد و در این صورت از سوی متّهم قابل اعتراض نیست.


!
بر مبنای قانون آیین دادرسی مدنی، مدت زمان تجدید نظرخواهی برای اشخاص مقیم ایران 20 روز و برای افراد مقیم خارج دو ماه از تاریخ ابلاغ حکم است. تجدید نظر از روش های عادی اعتراض به رای دادگاه است.

پیشنهاد ویژه مطالعه: مراحل و نکات اعتراض به رای دادگاه

هفتم | مراجعه به دادگاه و درخواست اجرای حکم

مراجعه به دادگاه

همانطور که می دانید، حکم دادگاه، خود به خود اجرا نمی‌شود، بلکه محکوم له باید اجرای آن را تقاضا کرده تا اجرائیه برای آن صادر شود. روال درخواست اجرای حکم در این مرحله به صورت زیر است:

  • محکومٌ‌له (طرفی که رای به نفع او صادر شده) پس از قطعی شدن رأی، تقاضای اجرای حکم و یا صدور اجراییه را به دفتر دادگاه تقدیم می‌نماید.
  • دفتر دادگاه درخواست را همراه با گزارش لازم و پرونده تقدیم دادگاه می‌کند.
  • دادگاه در صورت احراز شرایط برای صدور اجراییه، دستور لازم برای صدور آن را صادر می کند.
  • بعد از آن اجراییه به مأمور اجرا ارجاع داده می‌شود. مدیر اجرایی حکم، پرونده‌ای در این راستا تشکیل می‌دهد.

هشتم | ارسال ابلاغیه اجرای حکم به محکوم علیه

در ادامه یک ابلاغیه اجرای حکم (اجراییه)، برای محکوم له، به صورت الکترونیکی از طریق سامانۀ ابلاغ الکترونیک قضایی و یا حضوری، ارسال می شود.

نهم | اجرای حکم مطالبه اجرت المثل

پس از ارسال ابلاغیه، اجرای حکم، لازم می شود. چنانچه رأی دادگاه، آقا را ملزم به پرداخت اجرت المثل نماید، محکوم علیه (آقا) باید در بازه زمانی رأی دادگاه، کلیه الزامات آن را اجرا نماید. در غیر این صورت، قانون تمهیداتی را برای حفاظت از حقوق محکوم له (خانم) در اجرا، درنظر گرفته است. در هر صورت زمانی که مهلت اجرای اختیاری رای تمام شد عملیات اجرایی آغاز می‌شود. نقش محکوم له در این مرحله راهنمایی دادورز است.

نکات کلیدی

در خصوص شرایط مطالبه اجرت المثل در زندگی مشترک، موارد زیر ضروری است:

  • زوجه (زن) باید ثابت کند که در منزل کارهایی را انجام داده که وظیفه او نبوده است،
  • ثانیا به دستور شوهر اقدام به این کارها می کرده است،
  • ثالثا قصد اینکه به صورت رایگان باشد نداشته است یعنی رایگان انجام نداده است.

لغات و اصطلاحات

  • اجرت المثل زوجه: زن مکلف است که از شوهر تمکین عام و خاص کند. اما انجام یکسری از امور، وظیفه شرعی و قانونی زوجه نیست. اگر چه در عرف جامعه ایرانی زنان مشغول به رسیدگی به فرزندان و امور منزل می شوند. در این راستا زوجه می تواند از زوج (شوهر) دستمزد این دست امور را که به صورت قانونی بر عهده او نیست را مطالبه کند. اگر توافقی بین آنها در خصوص مبلغ آن نباشد، زن می تواند با دادن دادخواست مطالبه اجرت المثل ایام زوجیت به طرفیت شوهر تقاضای مطالبه اجرت المثل با جلب نظر کارشناسی می کند. آشپزی، نگهداری از فرزندان، ششستن ظروف و لباس ها و… از جمله کارهایی است که زن امکان دارد درخواست اجرت المثل آنها بدهد.
  • تمکین خاص: زن پس از جاری شدن صیغه عقد و رسمیت یافتن ازدواج با همسرش می‌تواند از او نفقه طلب کند. در مقابل مرد نیز می‌تواند از همسرش تقاضای تمکین کند. این واژه یعنی زن موظف به برآوردن نیازهای زناشویی است.
  • تمکین عام: تمکین عام در اصطلاح حقوقی به معنای اطاعت از مرد در امور زندگی است مانند سکونت در منزلی که شوهر انتخاب کرده، عدم خروج از منزل بدون اجازه از شوهر و حسن معاشرت با شوهر که عبارت است از خوش رفتاری با شوهر و رعایت نظافت و آرایش خود برای شوهر، به نحوی که زمان، مکان و شرایط خانوادگی به آنها اجازه داده است.
  • ناشز و ناشزه: به مرد یا زنی گفته می‏شود که حقوق واجب و وظایف شرعی را نسبت به همسرش رعایت نکند.
  • محکوم له: فردی که قانون به نفع او فرد یا افرادی را به انجام کاری محکوم کرده است.
  • محکوم علیه: فردی که به انجام کاری محکوم شده است.
  • محکوم به: چیزی که بین محکوم علیه و محکوم له به آن حکم شده است.· واخواهی: واخواهی یکی از روش های عادی اعتراض به رای دادگاه بوده و شامل اعتراض به آرا و احکام غیابی (و نه احکام حضوری) است. بنابراین تمامی احکام غیابی در مهلت مقرر، قابل واخواهی هستند، مگر اینکه خلاف آن در قانون ذکر شده باشد. حق واخواهی صرفا برای خوانده متصور است و خواهان در هیچ موردی حق واخواهی ندارد.
  • تجدید نظر: شخصی که نسبت به موضوعی در دادگاه بدوی محکوم شود می تواند درخواست تجدید نظر و قضاوت دوباره در موضوع محکومیت خود را از دادگاه تجدید نظر اعلام نماید. اصولا آراء صادره از دادگاه قابل تجدید نظرخواهی هستند، مگر آنکه در قانون استثناء شده باشند. بر مبنای قانون آیین دادرسی مدنی، مدت زمان تجدید نظرخواهی برای اشخاص مقیم ایران 20 روز و برای افراد مقیم خارج دو ماه از تاریخ ابلاغ حکم است. تجدید نظر از روش های عادی اعتراض به رای دادگاه است.
  • فرجام خواهی: فرجام خواهی عبارت است از تشخیص انطباق یا عدم انطباق رای مورد درخواست با موازین شرعی و مقررات قانونی. رسیدگی به دادخواست فرجام خواهی در دیوان عالی کشور صورت می گیرد و دیوان از طریق تأیید یا نقض رای مورد درخواست فرجام، به وظیفه اصلی خود، عمل می کند. در نهایت چنانچه دیوانعالی کشور رای صادر شده را نقض کند، به صورت محتوایی به دعوا رسیدگی نمی کند و پرونده آن را به دادگاه هم عرض ارسال می کند تا مجدد مورد رسیدگیقرار گیرد.
  • اعتراض شخص ثالث: اگرچه رای دادگاه در مورد طرفین دعوا صادر می شود اما گاهی آراء صادره علاوه بر طرفین، در ارتباط با شخص ثالثنیز آثاری به بار می آورد. به همین دلیل، کسی که از این حکم اثر می پذیرد، می تواند به این حکم اعتراض نماید. در نظر داشته باشید تا زمانی که رای دادگاه قطعینشده است و جریان رسیدگی به واسطه تجدید نظر خواهی ادامه دارد، امکان اعتراض شخص ثالث وجود ندارد و شخص ثالث میتواند در قالب دعوای ورود ثالث، وارد دعوا شود یا از ناحیه یکی از طرفین پرونده در قالب دعوای جلب ثالث، به دادرسی جلب گردد. این یک روش اعتراض فوق العاده است.
  • اعاده دادرسی: اعاده دادرسی یکی از طرق شکایت فوق العاده از احکام قطعیت یافته است. این شیوه از اعتراض، مختص اعتراض به احکام قطعیت یافته از سوی محاکم، چه احکام دادگاه بدوی و چه دادگاه تجدید نظر است. بنابراین قرار های صادره قابلیت اعاده دادرسی را ندارند. اعاده دادرسی موجب می شود در صورت وجود یکی از جهات قانونی مجددا توسط همان دادگاه صادر کننده حکم، مورد قضاوت دوباره قرار گیرد.

منابع و ارجاعات

 

نظرات کاربران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو × 3 =